مقدمه
در مورد ازدواجهای فامیلی مطالب فراوانی گفته شده و بنده نیز در این وبلاگ بارهای به آن اشاره نموده ام ولی اهمیت این موضوع ایجاب می کند که بیشتر به این مسئله پرداخته شود.
همه روزه زوجهای زیادی به همراه فرزندان معلول خود ، به اتاق توانبخشی بنده مراجعه می کنند و با همراه داشتن مدارک پزشکی و اغلب درمانده و خسته و متحمل شدن هزینه های زیادی پزشکی ُ درخواست تشکیل پرونده توانبخشی و حمایتی برای عزیزان خود را دارند. در بررسی های اولیه برای تشکیل پرونده مشخص می شود که اکثر این مراجعان درمانده، ازدواج فامیلی نموده اند و محصول این ازدواج و تصمیم غلط ، کودکی معلول و بیمار می باشد که بعد از تولدش آسیبهای روانی و عاطفی زیادی به والدین تحمیل نموده است.
حال چه باید کرد؟؟؟؟
شعار معروف بهداشت جهانی مبنی بر "پیشگیری بهتر از درمان است " را همه شنیده ایم ولی ، امر مقدس ازدواج مسئله ای است که اغلب آمیخته به به احساسات و هیجانات است و مانع از تصمیم گیری منطقی می باشد و به همین خاطر امر پیشگیری در ازدواجهای فامیلی کار سختی بوده و اغلب والدین در بدو ازدواج فرزندان شان به آن توجه نمی کنند.
بنابراین لازم دیدم نظرات دو نفر از مشاوران که در مجله سلامت درج شده بود را برای خوانندگان محترم بیاورم و تصمیم را به خود جوانان واگذار نمایم ، و معتقدم آگاهی و داشتن اطلاعات و آموزش پیش از ازدواج بهترین راهکار برای عملیاتی نمودن این شعار می باشد.
كارشناسان موافق و مخالف ازدواج فاميلي نظريههاي مختلفي دارند كه شنيدني است اما همه، اين مساله علمي را قبول دارند كه احتمال بروز مشكلات ژنتيكي در ازدواجهاي غيرخويشاوندي 2 تا 3درصد است. در حالي كه اين رقم براي ازدواجهاي خويشاوندي به 4 تا 5درصد ميرسد. هرچند شايد به نظر اين تفاوت يك درصدي اندك باشد اما با احتساب آمار مواليد ساليانه عدد قابلتوجهي ميشود يعني اگر بخواهيم بدون ضرورت انجام مشاوره ژنتيك ازدواجهاي فاميلي را توصيه كنيم، نميتوانيم به سادگي بار اقتصادي و مشكلات ديگر اين افراد بيمار را كه به جامعه تحميل ميشود، ناديده بگيريم.
دکتر بدريالسادات بهرامي تصميم نهايي را بهعهده چنين خانوادههايي ميگذارد اما همه معايب و محاسن چنين ازدواجي را برايمان ميشکافد تا همه از اين توصيهها استفاده کنند. همه کارشناسان معتقدند قبل از هر چيز و حتي قبل از علني کردن اين خواستگاري در خانواده لازم است مشاوره ژنتيک صورت گيرد و سپس با مطرح کردن اين موضوع دختر و پسر را به سمت عواطف سوق داد. در اين شرايط آسيبي به عواطف و احساسات طرفين وارد نميشود.
نظر روانشناسدکتر بهرامي/ مشاور خانواده
اول مشاوره ژنتيک، دوم مشاوره روانشناسي
قبل از هر ازدواجي لازم است دو طرف يکديگر را مورد ارزيابي قرار دهند و بررسي کنند که آيا با هم تناسب دارند يا خير. اين مورد در ازدواجهاي فاميلي نبايد فراموش شود. بسياري از مردم گمان ميکنند چون خانواده دختر و پسر يکديگر را ميشناسند، فضايي را که دختر و پسر در آن پرورش يافتهاند و حتي آسيبهاي آن را خوب ميشناسند و به قولي جمله معروفي دارند که ميگويند «او را مثل بچه خودم بزرگ کردهام» پس نسبت به بررسي و ارزيابي اين تناسبهاي مهم نيازي احساس نميکنند. اتفاقا اکثر مشکلات هم از اين طرز فکر ناشي ميشود که دو خانواده بيگدار به آب ميزنند. پس اجازه بدهيد بدون آنکه بگوييم ازدواج فاميلي خوب است يا بد، با هم بديها و خوبيهاي اين تصميم يعني وصلت با فاميل را بررسي کنيم. شايد وقتي محاسن و معايب آن را بدانيد بهتر بتوانيد انتخاب کنيد و در هر ازدواجي که داريد چه با فاميل و چه غريبه، موفق و خوشبخت شويد.
از مزاياي ازدواج فاميلي شروع ميکنيم. شما در اغلب موارد از نظر تناسب خانوادگي، فرهنگي، اقتصادي و اعتقادي که بسيار مهم هستند مشکلي با خانواده عروس يا داماد نخواهيد داشت چون طبقه خانوادگي- اجتماعي فاميل عموما يکسان است و فقط استثناي 10 درصدي وجود دارد که عدهاي خيلي بالاتر از سطح فاميل يا خيلي پايينتر از آن باشند و با يکديگر در تناسب قرار نگيرند. پس برخي از تناسبهايي که ما براي ازدواج نيازمند آنها هستيم در ازدواجهاي فاميلي، خودبهخود وجود دارد.
در اينجا به دليل وجود چنين تناسبهايي که با فاميل خود داريم، گمان ميکنيم تناسب شخصيتي و عاطفي هم بين فرزندان ما با يکديگر برقرار است. بنابراين انتظار داريم دخترخاله، پسرخاله يا دختر دايي، پسر عمه از لحاظ شخصيتي و اخلاقي هيچ تضادي با هم نداشته باشند و مناسب يکديگر باشند.
اين باور غلط ميتواند زمينه بيانگيزه و بيرغبتشدن دختر و پسر جوان يا خانوادههاي آنها شود و آنها را از ارزيابي و بررسي اينکه آيا در تناسب اخلاقي و شخصيتي با هم هستند منصرف کند. اگر دقت کنيد متوجه ميشويد چون مادر يا پدر اين دختر و پسر که مربي آنها هستند و نقش پررنگي در پرورش ساختار تربيتي آنها دارند، غريبه هستند اين تفاوتها پديد ميآيد. گذشته از اينها برخي خصوصيات اخلاقي خواهر و برادران و ديدگاه آنها با يکديگر در تضاد است. در نتيجه امکان دارد زوجي دخترخاله و پسرخاله باشند اما علاوه بر تفاوت ديدگاه پدرانشان که غريبهاند، شخصيت و اخلاق مادران آنها نيز يکسان نباشد. بنابراين توصيه ميکنم همه دختر و پسرها قبل از حرکت به سمت عواطف و دلباخته شدن در مورد اين تناسبها و اينکه آيا مناسب هم هستند يا نه، بررسي کنند و خانوادهها اجازه دهند آزادانه تصميم بگيرند.
مزاياي ازدواج فاميلي
گفتيم براي اينکه ازدواج موفقي داشته باشيم، نياز داريم تناسبهاي لازم را با همسرمان داشته باشيم. شايد معادل اين عبارت متناسب بودن که در روانشناسي بهکار ميبريم بتوان عبارت همکفو بودن در تعاليم اسلامي را ذکر کرد. اين تناسبها در برخي از حوزهها حتما بايد وجود داشته باشند وگرنه زندگي زوجين با مشکل مواجه ميشود.
از مهمترين موارد، تناسب خانوادگي است. مقصود ما شيوهها و سبک تربيتي است که با آن رشد کردهاند و از کودکي بنا به سليقه خانواده و والدين خود تحت قواعد خاصي بودهاند. به عنوان نمونه اگر فردي در فضايي بزرگ شده باشد که در آن خانواده خيلي به زن اهميت نميدهند و مرد قدرت مطلق است، نميتواند با دختري ازدواج کند که در خانوادهاش زنها همهکاره بودند. زندگي اين دو مصداق دو پادشاهي ميشود که در يک ملک نميگنجند. مثالها براي فضاي متفاوت تربيت فراوان است و اگر چنين تناسبي نباشد باعث مشکلات جدي ميشود. گاهي اوقات زن و شوهري با اختلافات جدي به ما مراجعه ميکنند که در نگاه اول درمييابيم ازدواج اين دو هيچ تناسبي نداشته است. يکي در خانوادهاي بزرگ شده که معتقد بودند اگر فلاني موفق است حتما تلاش و پشتکار داشته در حالي که خانواده طرف ديگر موفقيت افراد را در اين ميديدند که حتما براي خود طلسم يا دعاي جادو جمبلي گرفته که پيشرفت در کار و رونق زندگي به دست آورده است. طبيعي است چون اين خانم و آقا تناسب خانوادگي ندارند، نميتوانند با هم خوب زندگي کنند. شکلگيري افکار و شخصيت آنها کاملا از هم متفاوت است. اين تناسب اغلب در ازدواج فاميلي وجود دارد و چنين نگرانياي براي زوجهاي فاميل منتفي است.
تناسب ديگري که حتما بايد وجود داشته باشد، تناسب فرهنگي است. يعني فرهنگ که عبارت است از بايدها و نبايدها و ارزشها و ضدارزشهاي ما بايد با همسرمان در تناسب باشد. يعني اين طوري نباشد که اگر ما ارزش کسي را به پول و ثروت او ميدانيم، همسرمان در نقطه مقابل باشد و بگويد ارزش افراد به ميزان تحصيلات آنها يا ديگر معيارهاست نه ثروت آنها و مدل ماشينشان. به علاوه در ديد وسيعتر فرهنگ ما در بحث کلان هم بايد در تناسب يکديگر باشد که در ازدواج فاميلي چنين مشکلي وجود ندارد.
بايدها و نبايدهاي يک دختر اهل آذربايجان با دختر يا پسري که در شمال کشور يا جنوب بزرگ شده است، يکسان نيست. فاصلهاي در اين ميان هست که به تناقض ميانجامد. اين اختلاف فرهنگي نقطه آغازين دعواها و اختلافات آنهاست.
مساله ديگر، تناسب اعتقادي است. از آنجا که اعتقادات، جنس محکمي دارند و هر فردي با هر اعتقادي چه شيعه و سني، چه بودايي و حتي لائيک حاضر است پاي عقايد خود بايستد، نداشتن تناسب اعتقادي واقعا مسالهساز است. هر کدام از ما براي خود اعتقاداتي داريم که فقط به خودمان ربط دارد اما وقتي قرار شد در کنار هم و به عنوان زوج زندگي کنيم نميتوانيد بگوييد موسي به دين خود، عيسي به دين خود.
در ازدواج فاميلي جنس اعتقادات خانواده از يک نوع است و همين مساله يعني نداشتن يک دسته از درگيريها و مشکلات. پس تناسب اعتقادي هم منتفي ميشود.
معايب ازدواج فاميلي
مساله تشابههاي ژنتيکي و بيماريهاي ارثي که امکان انتقال آن در ازدواج فاميلي بالاتر ميرود از معايب مهمي است که به اين انتخاب وارد است و شايد افراد اين را بزرگترين عيب بدانند اما از معايب جدي که در ازدواجهاي فاميلي وجود دارد اين است که اگر اختلافي بين زن و شوهر جوان ايجاد شود مشکل آنها به خانوادههايشان و در نتيجه به کل فاميل بسط داده ميشود. اصل و ريشه اين اختلافات از آنجايي ناشي ميشود که بعد از ازدواج نسبتي که بين ما و خاله يا عمه يا زنداييمان بوده است حالا تغيير ميکند و او را مادر همسرمان ميدانيم نه همان خاله جان يا عمه جان. شايد هنوز هم عمه يا خاله جان را دوست داشته باشيم اما حس ما نسبت به او تغيير ميکند. توقعي که از او داريم رنگ ديگري ميگيرد و او مادرشوهر يا مادرزن ماست نه خاله جاني که از کودکي برايمان عزيز بوده است. در واقع چون حس ما تغيير کرده و نوع توقعاتمان در اين قالب جديد عوض شدهاند اين روند اتفاق ميافتد. شما با اين ازدواج تماسها و برخوردهايتان بيشتر ميشود و به دنبال عميقتر شدن رابطه با هم در تعارض قرار ميگيريد چون منافع شما با هم در تقابلاند يا لااقل حس شما اين را القا ميکند که چنين حالتي وجود دارد. شايد تا به حال بيش از صد مورد زوجيني را ديدهام که با هم فاميل بودهاند و در 3 گروه خوشبخت، متوسط و مسالهدار و در آستانه طلاق قرار داشتند و بدون استثنا همه آنها اين تغيير حس را گزارش ميکردند.
همين جا لازم است بگويم اگر شما اصرار داريد با هم ازدواج کنيد و مشاوره ژنتيک هم انجام دادهايد و مانعي وجود ندارد قبل از ازدواج حتما با يک مشاور صحبت کنيد تا با آموزش برخي نکات مهم به شما کمک کند اين حس خود را در اختيار بگيريد. او بايد مهارتهايي را به شما آموزش دهد تا جزو مواردي از ازدواج فاميلي باشيد که هماکنون زن و شوهراني خوشبخت هستند.
مشاور به شما ميآموزد چطور با فراگيري مهارتهاي بهتر زيستن، رفتاري با مادر همسرتان داشته باشيد که نه تنها نقش قبلي را حفظ کند بلکه در جايگاه خاصتري هم قرار بگيرد.
اگر مهارت ارتباط سالم با خانواده همسر را ياد بگيريد، ميتوانيد مانع اختلافات خانوادگي شويد و اين يعني مديريت صحيح و داشتن خانوادهاي سالم. در اين شرايط شما قادريد مشکلات بين خود و همسرتان را حل و فصل کنيد و اگر مهارتي را که براي داشتن زندگي سالم بايد داشته باشيد، نداريد با کمک مشاور ميتوانيد آن را ياد بگيريد. اين نکته مهم را به خاطر بسپاريد که اگر فاقد مهارتهاي مهم زندگي باشيد چه با فردي که در خانواده و فاميل است و چه با فردي که غيرآشناست، ازدواج کنيد موفق نخواهيد بود. اگر نتوانيد با همسرتان و خانواده او درست رفتار کنيد، اگر نتوانيد مشکلات را ارزيابي کنيد، تفاوتي نميکند شرايط ازدواجتان چه باشد، چون در هر صورت بازنده هستيد.
يکي ديگر از بديهايي که ازدواج فاميلي دارد اين است که با ازدواج کردن خانواده ما گستردهتر نخواهد شد. در حالي که اگر با يک فرد غريبه ازدواج کنيم، اعضايي جديد به خانواده ما اضافه ميشود. گسترش روابط و برخورداري از حمايتي گسترده از محاسني است که با ازدواج فاميلي از آن بيبهره ميمانيم.
اما وقتي حسن ازدواج فاميلي کامل ميشود که ارزيابي و پاسخ بله يا نه دادن هريک از خانوادهها چه دختر و چه پسر به راحتي پاسخ گفتن به غريبهها مقدور باشد و هيچکدام يکديگر را مجبور نکنند خلاف ميلشان بله يا خير بگويند.
شايد دخترعمو يا عمه شما به هر دليلي که براي خودش دارد تمايل نداشته باشد پاسخ مثبتي به شما بدهد. لازم است با برخورد منطقي و انساني به خواسته او احترام بگذاريد.
قابل توجه والدين اينکه، هر خواهر يا برادري هم بايد چنين آزادي عمل و انتخابي را به خواهر و برادرش بدهد. نبايد اين تصميم و خواستگاري بر روابط آنها تاثير بگذارد. اگر شما علاقه خاصي به خواهر يا برادرزادهتان داريد نبايد طوري عمل کنيد که آزادانديشي و حق انتخاب را از بچهها سلب کنيد. بايد اين ذهنيت را داشته باشيد که او در بزرگسالي فردي را از غريبهها به همسري بگيرد. آنها بايد اختيار در انتخاب داشته باشند و اگر قرار باشد نوعي سرنوشت از پيشتعيينشده بر آنها تحميل شود ميتواند جزو معايب بزرگي باشد که بايد منتظر باشيد کي و کجا اين آسيب بر زندگي آنها وارد شود. ازدواج فاميلي اگر ضرورت اصلي يعني مشاوره ژنتيک را پشت سر بگذارد و سپس بررسي و مشاوره ازدواج هم صورت بگيرد نه تنها مشکل و خدشهاي به رابطه خواهر و برادرها وارد نميکند بلکه زندگي را شيرين ميکند. در مقابل اگر اين نکات رعايت نشود، ازدواجي تلختر از اين ازدواج نيست.
نظر روانپزشك
دکترغلامحسين قائدي/ روانپزشک ، استادياردانشگاه علوم پزشكي شاهد
حتيالمقدور از ازدواج فاميلي پرهيز کنيد
افراد به دلايل مختلفي، تمايل به ازدواج فاميلي دارند. برخي از افراد ديدگاه سنتي و متعصبانهاي دارند و تفکرشان به گونهاي است که اگر به عنوان نمونه اموالي به دست ميآورند آن را تقسيم نکنند و بر همين اساس فکر ميکنند اگر فرزندانشان در فاميل خودشان ازدواج کنند، در خانواده خودشان باقي ميماند و تصورشان بر اين است که ازدواجي که درون اقوام خودشان صورت بگيرد، موفقتر خواهد بود.
ديدگاه ديگر، مربوط به افرادي است که ميگويند چون فرزندانمان از ابتدا با هم بزرگ شدهاند، پس شناخت بيشتري از يکديگر دارند و اخلاق و منش يکساني دارند، در نتيجه اگر با هم ازدواج کنند، زندگي موفقي خواهند داشت. با توجه به صنعتيشدن و پيشرفت جوامع، بسياري از اين ديدگاهها منسوخ شده است.
زماني که يک دختر و پسر که داراي بارهاي ژنتيکي مشابه هستند با هم ازدواج کنند، بيماريهاي مختلفي که در خانواده وجود داشته در اين ژنها وجود دارد و زماني که اين ژنها با هم جمع ميشود، بيماريها خودشان را نشان ميدهند. اين قضيه خصوصا در مورد بيماريهاي روانپزشکي بسيار صادق است. اگر زن و شوهري که داراي اختلالات رواني هستند با هم ازدواج کنند، درگيريهايي در خانواده ايجاد ميشود که هم در خانواده و هم در جامعه تبعات مثبتي نخواهد داشت.
از سوي ديگر نميتوان منکر اين قضيه بود که کساني که با هم ازدواج ميکنند بايد داراي تشابهات زيادي باشند؛ تشابهات مذهبي، اعتقادي، تحصيلي، شغلي، مالي، خانوادگي، طرز تفکر در مورد اداره زندگي، روابط جنسي و فرهنگي همگي همراه بلوغ فکري و عاطفي، يک ازدواج موفق را براي افراد رقم ميزند.
اما نقص عمدهاي که ازدواج فاميلي دارد اين است که به اين تشابهات توجه نميشود و صرف اينکه خانوادهها همديگر را ميشناسند، اين ازدواج شکل ميگيرد. در حالي که براي ازدواج شناخت خانواده کفايت نميکند و بايد دختر و پسري که قصد ازدواج با يکديگر را دارند، تشابهاتي که ذکر شد را داشته باشند و شناخت خانواده بعد از آن حايز اهميت است.
مساله مهم ديگري که در ازدواج فاميلي مطرح است اين است که معمولا اختلافهاي خانوادگي و فاميلي به زندگي زوجين کشيده ميشود و بر روابط آنها تاثير ميگذارد و زندگي زناشويي آنها را تحتالشعاع قرار ميدهد.
اين مساله دو وجه دارد؛ وقتي دو نفر با نسبت فاميلي با هم ازدواج ميکنند، ارتباط گستردهاي پيدا ميکنند و زماني که يک اختلاف خانوادگي به وجود ميآيد، ممکن است يکي از زوجين با نيت حل اختلاف از اقوامش حمايت کند و همسرش هم از طرف ديگر حمايت کند. اين موضوع نه تنها اختلافها را حل نميکند بلکه سبب افزايش آن ميشود و دامنهاش به زندگي اين زوج هم کشيده ميشود. وجه ديگر اين مساله، زماني که زن و شوهر با هم اختلاف پيدا ميکنند، نمايان ميشود. در ازدواجهاي فاميلي، نقش حمايتي خانوادهها در زمان اختلاف زن و شوهر بيشتر است و ممکن است مشکلساز شود. البته بايد گفت نميتوان قانون کلي صادر کرد و گفت چنين حمايتهايي همواره اختلافها را بيشتر ميکند.
اين موضوع رابطه مستقيم با بلوغ فکري، عاطفي زوجين و خانواده آنها دارد. ممکن است بسياري از زوجين مشکلات و مسايل خودشان را در چارچوب خانهشان حلوفصل کنند. اما بايد اين نکته را در نظر گرفت که براي مسايل عاطفي و احساسي خيلي نميتوان چارچوب گذاشت و امکان دارد، اختلافهاي خانوادگي يا اختلاف زن و شوهر بر يکديگر اثر بگذارد.
بنابراين توصيه ميشود، حتيالمقدور افراد به دليل مشکلات ژنتيکي و رواني به سمت ازدواج فاميلي نروند. اگر هم ازدواج فاميلي صورت گرفت، مشاوره ژنتيک و مشاوره روانشناسي بسيار ضروري است و حتما بايد سلامت روان زن و مرد سنجيده شود و زماني که سلامت آنها تاييد شد، به تشابهاتي که قبلا ذکر شد حتما توجه شود تا ازدواج موفقي پيش رو داشته باشند.
منبع : مجله سلامت
شیوانا با خوشحالی گفت که زمان شکار پلنگ فرا رسیده است و امشب. حتما پلنگ خودش را نشان می دهد. از قضا پلنگ همان شب خودش را به گروه شکارچیان نشان داد و با زخمی کردن جوانی که به شدت می ترسید، سرانجام با تیرهای بقیه از پا افتاد. یکی از جوانان از شیوانا پرسید: چه چیزی باعث شد شما رخ نمایی پلنگ را پیش بینی کنید؟ در حالیکه شب های قبل چنین چیزی نمی فتید!؟
شیوانا گفت: ترس جوان و باور او که پلنگ دارای قدرت جادویی است باعث شد پلنگ احساس قدرت کند و خود را شکست ناپذیر حس کند. این ترس ها و باورهای ترس آور و فلج کننده ما هستند که باعث قدرت گرفتن زورگویان و قدرت طلبان می شوند. پلنگ اگر می دانست که در تیم شکارچیان کسانی حضور دارند که از او نمی ترسند هرگز خودش را نشان نمی داد!
بین IQ و EQ هیچ رابطه شناخته شدهای وجود ندارد. شما اصلا نمیتوانید از روی هوش شناختی یا IQ یک نفر هوش هیجانی او را حدس بزنید. این یک خبر خوب است زیرا هوش شناختی یا IQ انعطاف پذیر نیست. IQ از همان لحظه تولد ثابت است یا دستکم ثبات نسبی دارد. مگر اینکه یک تصادف، مثلا آسیب مغزی آن را تغییر دهد، هیچ کس با یادگیری واقعیتهای جدید یا فرا گرفتن اطلاعات عمومی بیشتر باهوش نمیشود، هوش شناختی یعنی توانایی یادگیری. اما برعکس، هوش هیجانی، مهارتی انعطاف پذیر است که به آسانی آموخته میشود، با اینکه بعضی مردم، نسبت به دیگران، به طور طبیعی هوش هیجانی بالاتری دارند، کسی که حتی بدون هوش هیجانی به دنیا آمده است باز هم میتواند در خود، EQ بالا به وجود آورد.
هوش هیجانی یعنی توانایی مهار عواطف و تعادل برقرار کردن بین احساسات و منطق، به طوری که ما را به حداکثر خوشبختی برساند. هوش هیجانی همان توانایی شناخت، درک و تنظیم هیجانها و استفاده از آنها در زندگی است.
هیجانها، شامل حالات خوشایند و ناخوشایند احساسات ما هستند مانند:
▪ خشم: تهاجم، اوقات تلخی، پرخاش، خصومت، تند مزاجی
▪ اندوه: غصه، دلتنگی، عبوسی، ناامیدی، دل شکستگی
▪ ترس: اضطراب، بیم، ناآرامی، دلواپسی، وحشت، شوک (ترس ناگهانی)
▪ نفرت: تحقیر، اهانت، خوار شمردن، بیزاری، اکراه
▪ شرم: احساس گناه، حسرت، احساس پشیمانی، افسوس
▪عشق: پذیرش، رفاقت، اعتماد، مهربانی، پرستش
▪ شادمانی: شادی، لذت، سعادت شوق، تفریح، آسودگی، وجد، خشنودی
▪ شگفتی: جا خوردن، حیرت، بهت، تعجب
هوش هیجانی از چهار مهارت اصلی تشکیل میشود:
۱) خودآگاهی: توانایی شناسایی دقیق هیجانهای خود و آگاهی از آنها به هنگام تولید. خودآگاهی، کنترل تمایلات خود در نحوه واکنش به اوضاع و افراد مختلف را نیز شامل میشود. فردی که از هوش هیجانی بالایی برخوردار است، نسبت به احساسات خود، آگاهی بیواسطه و بدون وقفه دارد. به عبارت دیگر، او در همان زمان که احساسی را تجربه میکند، نسبت به آن آگاه است و بدان اعتنا دارد. او میتواند به خود بگوید، وای، من واقعا احساس حسادت، ترس، خودخوری، قدردانی، غرور، دفاع از خود در برابر انتقاد و ... میکنم. در حقیقت اگر با احساساتمان روراست و سازگار نباشیم مانند قورباغهای خواهیم بود که نمیداند چه وقت از آبی که آرام به نقطه جوش میرسد بیرون بپرد. قورباغه با اینکه به راحتی میتواند از آب بیرون بپرد، اگر تغییر درجه حرارت به قدر کافی تدریجی باشد تا زمانی که پخته شود و بمیرد در آب باقی میماند. اگر ما بتوانیم احساسات را از قبل پیشبینی کنیم، قادر به اتخاذ تصمیماتی خواهیم بود که ما را به شادکامی برساند مانند؛ میدانم که پشیمان میشوم، میدانم احساس گناه خواهم کرد و ... احساسات، صدای درونی ما هستند که ما را راهنمایی میکنند. تنها نیاز به گوش دادن به آنها است.
۲) خود- مدیریتی: توانایی در به کارگیری «آگاهی از هیجانها» به منظور انعطاف پذیر ماندن و رفتارها را مثبت هدایت کردن، یعنی اینکه بتوانید واکنشهای هیجانی خود را در مقابل همه مردم و شرایط مختلف کنترل کنید. کنترل هیجانها سبب:
۱) افزایش تحمل کافی و کنترل خشم
۲) کاهش اهانت، زد و خورد و ایجاد مزاحمت
۳) توانایی ابراز خشم به شیوهای مناسب و بدون زد و خورد
۴) کاهش تعلیق و اخراج
۵) کاهش رفتار پرخاشگرانه یا آسیب رساننده به خود
۶) افزایش احساسات مثبت نسبت به شخص خود و دیگران
۷) بهتر کنار آمدن با فشار روانی و کاهش اضطراب و احساس تنهایی میشود.
۳) آگاهی اجتماعی: توانایی در تشخیص دقیق هیجانات دیگران و درک اینکه دقیقا چه اتفاقی در حال روی دادن است. این موضوع اغلب به این معناست که طرز تفکر و احساسات دیگران را درک میکنید، حتی زمانی که خودتان همان احساسات یا تفکرات را ندارید و این همان همدلی است. پس همدلی به معنای درک احساسات دیگران است یعنی خود را جای دیگران گذاشتن، توانایی همدلی، مستقیما وابسته به توانایی تشخیص احساسات و درک آنهاست.
۴) مدیریت رابطه: توانایی در به کارگیری «آگاهی از هیجانات دیگران» به منظور موفقیت در کنترل و مدیریت تعاملها، همچنین این توانایی، ارتباط واضح با شرایط و کنترل موثر تعارضهای دشوار را شامل میشود.
بیشک همه افراد دوست دارند توسط اطرافیان خود مورد تائید، تقدیر، تشویق، تحسین و قدردانی قرار بگیرند. با هوش هیجانی بالا شما میتوانید افراد را جذب کنید و برای خود نگه دارید زیرا، به جای اینکه در مورد آنها قضاوت کنید آنها را قبول مینمایید، احساساتتان را بیان کرده، آنها را نیز تشویق میکنید که اینکار را انجام دهند. مسئولیت احساساتتان را به عهده میگیرید و هیچگاه تقصیر را به گردن دیگران نمیاندازید، نسبت به احساسات آنها همدلی و مهربانی نشان میدهید و آنها را درک میکنید، در مورد احساسات و نیازهای آنها حساس هستید ولی خود را مسئول برآورده کردن آنها نمیدانید چون هر شخص مسئول احساسات خود است و از اینرو هرگز احساس سربار بودن نمیکنید، آنها را ملامت نمیکنید و به آنها حمله نمینمایید، بنابراین نیازی نیست که آنها حالت تدافعی یا ضد حمله به خود بگیرند. آنها را نصحیت نمیکنید و به آنها نمیگویید چه کاری را انجام دهند، چرا که میدانید این کار حس استقلال آنها را از بین میبرد و خشم آنها را برمیانگیزد. نسبت به آنها صادق هستید حتی وقتی که مجبورید چیزی را که برای آنها ناخوشایند است بگویید
| |||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||
دکتر فرناز عطائی متخصص روانپزشکی گفت: در تمام اعصار، اندیشمندان درباره معنای خوشبختی بررسی کرده اند. راستی خوشبختی چیست؟
وی با طرح سوالات زیر میزان رضایت شما را از زندگی ارزیابی می کند.
اگر می خواهید بدانید که نسبت به دیگران چقدر خوشبخت هستید، پرسشنامه زیر را تکمیل کنید.
تنگ نظر درپشت چشمان نگاه تو جاری است
امروز ميخواهم از شخصيتي كه چشماني كور گوشهايي كر و زباني لال دارد صحبت كنم. شخصيتي كه عواطفش سطحي و رنگپريده است. به لبخند شكوفهها اعتقادي ندارد و به نگاه زيباي نرگس ارجي نمينهد. اين شخصيت تنهاست و با اين تنهايي عواطف خود را فلج ميكند و صبح تا شب عواطف خود را به اسارت ميگيرد. خوب به اين شخصيت نگاه كنيد. شايد در درون شما باشد!
یکی از این فروشگاه بزرگا, اسم نمیبرم تبلیغ نشه براش!
یه پیرمرد با نوه اش اومده بود خرید، پسره هی ور ور و غرغر می کرد. پیرمرد می گفت: آروم باش فرهاد، آروم باش عزیزم!
جلوی قفسه خوراکی ها، پسره خودشو زد زمین و داد و بیداد...
پیر مرده گفت: آروم فرهاد جان، دیگه چیزی نمونده خرید تموم بشه.
دَم صندوق پسره چرخ دستی رو کشید چنتا از جنسا افتاد رو زمین، پیرمرده باز گفت: فرهاد آروم! تموم شد، دیگه داریم میریم بیرون!
من بسیار تعجب کرده بودم.
بیرون رفتم بهش گفتم آقا شما خیلی کارت درسته این همه اذیتت کرد فقط بهش گفتی فرهاد آروم باش!
پیرمرده با این قیافه :| منو نگاه کرد و گفت:
عزیزم، فرهاد اسم مَنه! اون اسمش سیامکه!
آموزش هوش معنوی برای شغل، بهداشت، تحصیل و شخصی که در پی پرورش راه حلهای هوشی بالا هستند مفید است. بر روی انتخاب منابع درونی و چگونگی بکارگیری آن در تمام لحظات زندگی تمرکز کنید. آموزش SQ، اساسی برای مهارتهای رهبری در همه لحظات زندگی است. درکی که ما از خود و دیگران داریم این است که برای فرصتها، شناخته شدن و مورد تأیید قرار گرفتن، با دیگران رقابت میکنیم. انواع هوش هایی که قبلاً شناختیم نیز بر این رقابت و تفاوتها تأکید میکنند. هوش معنوی رسالتی متفاوت دارد و همگرایی افراد را به نحو مطلوبی افزایش میدهد(مشاركت گروهي). برای اینکه اثر بخشتر باشیم باید در جستجوی سطح جدیدی از هوش باشیم تا با فشار روانی کمتر، کار بیشتری انجام دهیم. ما همه روزه در حال معرفی خودمان هستیم. تغییر نیازها و شیوهها فقط بخش کوچکی از مهارتهای معرفی خودمان است. وقتیکه SQ در زندگی بیشتر شود، خود به خود هوش درونی خود را آزاد میسازیم.
وی پس از مشاوره فراوان با پزشکان و متخصصان زیاد درمان درد خود را مراجعه به یک راهب مقدس و شناخته شده میبیند. وی به راهب مراجعه میکند و راهب نیز پس از معاینه وی به او پیشنهاد که مدتی به هیچ رنگی بجز رنگ سبز نگاه نکند. وی پس از بازگشت از نزد راهب به تمام مستخدمین خود دستور میدهد با خرید بشکه های رنگ سبز تمام خانه را با سبز رنگ آمیزی کند.
همینطور تمام اسباب و اثاثیه خانه را با همین رنگ عوض میکند. پس از مدتی رنگ ماشین، ست لباس اعضای خانواده و مستخدمین و هر آنچه به چشم می آید را به رنگ سبز و ترکیبات آن تغییر میدهد و البته چشم دردش هم تسکین می یابد. بعد از مدتی مرد میلیونر برای تشکر از راهب وی را به منزلش دعوت می نماید. راهب نیز که با لباس نارنجی رنگ به منزل او وارد میشود متوجه میشود که باید لباسش را عوض کرده و خرقه ای به رنگ سبز به تن کند. او نیز چنین کرده و وقتی به محضر بیمارش میرسد از او می پرسد آیا چشم دردش تسکین یافته؟ مرد ثروتمند نیز تشکر کرده و میگوید :” بله. اما این گرانترین مداوایی بود که تاکنون داشته.”
مرد راهب با تعجب به بیمارش میگوید بالعکس این ارزانترین نسخه ای بوده که تاکنون تجویز کرده ام. برای مداوای چشم دردتان، تنها کافی بود عینکی با شیشه سبز خریداری کنید و هیچ نیازی به این همه مخارج نبود.برای این کار نمیتوانی تمام دنیا را تغییر دهی، بلکه با تغییر چشم اندازت میتوانی دنیا را به کام خود درآوری. تغییر دنیا کار احمقانه ای است اما تغییر چشم اندازمان ارزانترین و موثرترین روش میباشد.
سروتونین یک انتقال دهنده عصبی است، بنابراین کمک به فرستادن پیام از یک ناحیه مغز به ناحیه دیگر می کند.
سروتونین چیست؟
سروتونین، یک انتقال دهنده عصبی می باشد. به طور کلی، سروتونین یک ماده شیمیایی است که کمک می کند پیام های عصبی از یک منطقه مغز به منطقه دیگر بروند.
حدود 90 درصد ذخیره سروتونین در دستگاه گوارش و پلاکت های خونی است.
اسیدآمینه تریپتوفان در ساخت سروتونین نقش اساسی دارد.
نقش سروتونین در سلامت بدن
سروتونین یک انتقال دهنده عصبی است، بنابراین کمک به فرستادن پیام از یک ناحیه مغز به ناحیه دیگر می کند.
حدود 40 میلیون از سلول های مغز، به صورت مستقیم یا غیر مستقیم تحت تاثیر سروتونین می باشند. این سلول ها با خلق و خو، میل جنسی، اشتها، خواب، حافظه و یادگیری، تنظیم دمای بدن و برخی رفتارهای اجتماعی ارتباط دارند.
سروتونین دارای اثراتی بر عملکرد سیستم قلبی عروقی، عضلات و سیستم غدد درون ریز می باشد.
سروتونین همچنین در تنظیم تولید شیر در پستان نقش دارد.
نقص سروتونین باعث سندرم مرگ ناگهانی نوزاد خواهد شد.
ارتباط بین سروتونین و افسردگی چیست؟
بسیاری از تحقیقات نشان داده که کمبود سروتونین ممکن است بر خلق و خو تاثیر داشته و منجر به بروز افسردگی، وسواس، اضطراب، هراس و خشم بیش از حد می گردد.
آیا رژیم غذایی بر سروتونین اثر دارد؟
بله. موادغذایی وجود دارند که می تواند سطح تریپتوفان را افزایش دهند. تریپتوفان، اسید آمینه ای است که در ساخت سروتونین نقش دارد.
غذاهای غنی از پروتئین مانند: گوشت قرمز، مرغ و ماکیان، لبنیات و آجیل دارای مقدار زیادی تریپتوفان می باشند.
مصرف زیاد غذاهای پروتئینی، سروتونین را افزایش نمی دهند. هنگامیکه غذای با پروتئین بالا مصرف می کنید، هم تریپتوفان و هم اسید آمینه های زیادی را وارد خون می کنید. همه این اسیدهای آمینه برای ورودشان به مغز با هم می جنگند. در آخر مقدار کمی تریپتوفان وارد مغز می شود و میزان سروتونین را افزایش نمی دهد.
اما مصرف مواد غذایی غنی از کربوهیدرات، باعث آزادسازی انسولین می شود و تمام اسیدهای آمینه موجود در خون به جز تریپتوفان، جذب بدن می شوند. در نتیجه مقدار زیاد تریپتوفان در جریان خون باقی می ماند و به مغز وارد می شود و مقدار سروتونین را افزایش می دهد.
مصرف مقدار کافی ویتامین B6 می تواند سرعت تبدیل تریپتوفان به سروتونین را افزایش دهد.
آیا ورزش بر میزان سروتونین اثر دارد؟
ورزش موجب بهبودی خلق و خو می شود و افسردگی را درمان می کند.
در گذشته پزشکان می گفتند که چند بار ورزش کردن در هفته، موجب کاهش اثرات افسردگی می شود.
اما امروزه آنان بر این باورند که 40 دقیقه ورزش کردن باعث تاثیرات خوبی بر خلق و خو می شود.
برخی بر این باورند که ورزش کردن موجب افزایش مقدار سروتونین می شود، اما هنوز به اثبات نرسیده است.
مردان و زنان به مقدار مساوی سروتونین دارند؟
مردان سروتونین بیشتری از زنان دارند، اما این اختلاف ناچیز است. به همین دلیل زنان بیشتر دچار افسردگی می شوند.
زنان دارای کمبود سروتونین دچار اضطراب و اختلالات خلقی می شوند.
مردان دارای کمبود سروتونین دچار اعتیاد به الکل، اختلال بیشفعالی و اختلال کنترل انگیزه می شوند.
هورمون های زنانه نیز بر مقدار سروتونین موثرند و ممکن است برخی عوارض را آشکار و یا بدتر کند. زمانی که هورمون های جنسی دائما در حال تغییر هستند، این عوارض آشکار می شوند. این زمان ها عبارتند از: دوران پیش از قاعدگی و یا بعد از زایمان و یا دوران یائسگی.
هورمون جنسی مردان تا میانسالگی ثابت است و بعد به تدریج کاهش می یابد.
آیا زوال عقل و آلزایمر بستگی به میزان سروتونین دارد؟
برخی تحقیقات نشان داده که با افزایش سن، فعالیت انتقال دهنده های عصبی کم می شود.
در سال 2006 پزشکان دریافتند که مقدار سروتونین در مغز بیماران دچار آلزایمر کم می باشد. این کاهش مقدار سروتونین به علت کاهش گیرنده های سروتونین می باشد و باعث کمبود حافظه در این بیماران می گردد.
هنوز هیچ شاهدی مبنی بر افزایش مقدار سروتونین و جلوگیری و یا تاخیر بیماری آلزایمر یافت نشده است.
سندرم سروتونین چیست؟
عموما داروهای ضدافسردگی بی خطر می باشند. ولی برخی از عوارض این داروها به نام سندرم سروتونین خوانده می شود.
هنگامیکه میزان سروتونین در مغز بسیار زیاد باشد، سندرم سروتونین رخ می دهد.
اغلب هنگامی که دو یا چند دارو که بر میزان سروتونین اثر می گذارند، با هم و در یک زمان مصرف شوند، این سندرم اتفاق می افتد. برای مثال اگر داروی میگرن به نام Triptans را همراه با داروی ضدافسردگی مصرف کنید، مقدار سروتونین افزایش می یابد.
علائم می تواند طی دقیقه و یا چند ساعت شروع شود و شامل: بیقراری، هذیان، تند شدن ضربان قلب، افزایش درجه حرارت بدن، عرق کردن، از دست دادن هماهنگی بدن، گرفتگی عضلات، تهوع، استفراغ، اسهال و تغییرات سریع فشار خون باشد.
این سندرم می تواند خطرناک باشد و باید سریعا به پزشک مراجعه کرد.
درمان شامل: خارج کردن دارو از بدن، تزریق مایعات در رگ، شل کننده عضلانی و دارو برای جلوگیری از تولید سروتونین است
کدام اوّل بودهاند: مرغ یا تخممرغ؟ کدام اوّل بودهاند: افسردگی یا افکار بدبینانه؟ من به پرسش نخست پاسخ نمیدهم امّا پاسخم به پرسش دوم ممکن است باعث تعجب شما گردد.
تصور کنید که در خیابان راه میروید و ناگهان همسایهی خود را میبینید که از طرف مقابل میآید. همچنانکه شما و همسایه از کنار یکدیگر میگذرید به هم لبخند میزنید و ضمن سلام و علیک میگویید "عجب روز خوبیه!" و همسایهی شما در جواب میگوید:
فواید حرف زدن پشت سر دیگران...
صحبت درباره فردی که در جمع حاضر نیست، خصلت پسندیدهای به شمار نمیآید، اما جوامع برای تداوم بقای خود به آن احتیاح دارند. ما با صحبت درباره افراد غایب، به همدیگر در برخورد با افراد نادرست هشدار میدهیم.
انسان هاي بزرگ در باره عقاید سخن مي گويند
>
>انسان هاي متوسط در باره وقایع سخن مي گويند
>
>انسان هاي كوچك پشت سر ديگران سخن مي گويند
انسان همواره به دنبال تغییر و دگرگونی است و آغاز فصل نو انگیزه ای خوب و زیبا برای این تغییر است ، تغییر در عادات ، رفتار و افکار اگر با تغییر در طبیعت توام شود نه تنها حرکتی در راستای تکامل طبیعی بوده بلکه حرکتی معنوی و الهی می باشد. پس با آغاز سال نو بکوشیم تا تغییرات اساسی در رفتارها و افکارمان ایجاد نمائیم.
این شعر تقدیم به تمام همشهریان و خوانندگان این وبلاگ:
به آرامی آغاز به مردن میكنی
قرص اعصاب بخوريم يا نخوريم؟
داروهاي اعصاب، اعتيادآورند؟ كلي عارضه دارند؟ آدم را چاق مي كنند؟ و هزار و يك عارضه ديگر؟! واقعا اين داروهايي كه روان پزشكان به ما مي دهند، چقدر مفيدند و چقدر مضر؟ دكتر محمدرضا خدايي، روان پزشك و عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي در هفته نامه سلامت، به اين سوال ها پاسخ مي دهد...
وسوسه وسواس
آيا دستانتان را بيش از چهار مرتبه در طول روز ميشوييد؟ آيا به خاطر اعتقادات خاصتان، هرگز حاضر نيستيد از زير يك نردبان رد شويد؟ آيا هميشه از مقدار پول موجود در كيف پولتان آگاهيد؟
7 راه آسان براي نه گفتن
به سختي “نه” مي گوييد؟ شما هم مانند بسياري از مردم، هميشه مي كوشيد تا نسبت به ديگران و به هزينه ي خودتان خوب باشيد؟
خيلي ها هستند زمانيكه درخواست كمكي از آنها مي شود، مي خواهند همراهي كنند حتي اگر كارهاي مهمتري براي انجام دادن داشته باشند.
مهارت هاي لازم براي مقابله با مشكلات
مهارتهاي زندگي، مهارتهايي هستند كه براي افزايش تواناييهاي رواني- اجتماعي افراد، آموزش داده مي شوند و فرد را قادر مي سازند كه به طور مؤثر، با كشمكشهاي زندگي رو به رو شود.
لزوم داشتن دوست در زندگي
حمايت اجتماعي دوستان ميتواند در زمان نگراني و اضطراب باعث احساس ايمني خوبي در فرد بشود و..
چگونه از پس افراد منفي بر بياييم؟
افراد منفي ناخودآگاه خوشي ها را از زنگي كنار مي برند چرا كه فقط روي مشكلات تمركز مي كنند، روي اينكه چه چيزهايي غلط هستند و اينكه چرا هيچ چيزي درست كار نمي كند. يادگيري اين مطلب كه چگونه هميشه در كنار يك فرد منفي مثبت بيانديشيد امري بسيار مهم است.